أبو الحسن الشعراني
532
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
خلافت ناشى از مجوس عجم است كه شكست خوردند از خلفا و دولت از دست ايشان بيرون رفت ، كينهء خلفا را در دل گرفتند و مذهب شيعه را آنها ساختند . ولى اين سخن صحيح نيست ؛ زيرا كه اختلاف در خلافت پيش از فتح ايران شد و مذهب تشيّع هم از عربستان به ايران آمد و تا زمان صفويّه ، عامّهء ايرانيان سنّى بودند و آن اندك شيعه غالبا اخلاف اعراب يمن بودند در قم و نيشابور و غير آن . و به نظر ما اختلاف در خلافت دنبالهء همان اختلاف در شرك و توحيد و كفر و ايمان بود و جنگ صفّين و كربلا هم دنبالهء جنگ بدر و احد ، ابو سفيان با پيغمبر و معاويه با امير المؤمنين و يزيد با حضرت ابى عبد اللّه عليه السّلام . « 1 » مؤلف : « ألا إنّ الحقّ مع علي و عليّ مع الحقّ ، يدور معه حيثما دار » . علّامه شعرانى : از احاديث متّفق عليه است كه اهل سنّت و شيعى نقل كردند و هم حديث ديگر وارد است : « مثل أهل بيتي مثل سفينة نوح من ركبها نجا و من تخلّف عنها غرق » . و به اين احاديث فرقهء ناجيه از ميان هفتاد و سه فرقه معيّن مىشود . در تفسير المنار « 2 » از شيخ محمّد عبده نقل كرده است كه تعيين اينكه فرقهء ناجيه كدام است ، يعنى آنها كه بر طريقهء پيغمبر و اصحاب او ماندهاند ، تاكنون بر من معلوم نشده ؛ چون هر طايفه كه به رسالت آن حضرت اقرار دارند ، خود را بر طريقت آن حضرت مىدانند ، حتّى اينكه مير محمّد باقر داماد آن را فرقهء اماميّه شمرده و اهل سنّت و معتزله و غير آنها همچنين . بنابراين ، شيخ محمّد عبده فرقهء حقّ را تشخيص نداده ، در شكّ و ترديد بود و خود صاحب المنار گويد : فرقهء ناجيهء اهل حديث و علماى اثرند و هركس در كلام تابع عقيدهء خاصّى باشد ، مانند اشعرى و معتزلى ، يا در فروع تابع مذهب خاصّ باشد به تقليد ، از فرقهء ناجيه خارج است ، بلكه ناجى آن است كه تابع نصّ كتاب و احاديث باشد و براى متابعت مذهب هيچيك را تأويل نكند . و بنابراين ، هيچيك از اتباع مذاهب اهل سنّت ( شافعى و مالكى و حنفى و حنبلى ) اهل
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . المنار ، ج 8 ، ص 221 .